ستارگان هدایت

مذهبی/فرهنگی/اجتماعی

بزرگ مرد تاريخ

 
لوگوي دوستان
گنجينه احاديث

جستجو گر گوگل



عید سعید فطر


شانه به شانه صف می‌ کشند. دست‌های نیاز که به سمت آسمان بلند می‌شود، زمزمه

«اللهم اهل الکبریاء و العظمة و اهل الجود و الجبروت» اوج می‌گیرد. احساس می‌کنی پاهایت از زمین خاکی جدا شده است و در فضای دیگری سیر می‌کنی؛ فضای خلوص، تسلیم و تقوا. این حس، پاداش یک ماه روزه‌داری خالصانه پرهیزکاران است که نصیب مؤمنان حقیقی می‌شود.

شیرینی که به دهان می‌بری و کامت در روز عید شیرین می‌گردد، نشانه این است که در بقیه ایام سال نیز باید به شیرینی‌ها، خوبی‌ها و خلوص رمضان وفادار بمانی. اجازه ندهی تلخی گناهان ریز و درشت، دامن زندگی و ثانیه‌هایت را بگیرد. خوب بودن فقط مختص یک ماه نیست. خوب بودن را در سراسر زندگی به همراه داشته باش.

«اَلَّلهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ خَیْرَ ما سَئَلَکَ بِه عِبادُک الصّالِحُونَ وَ اَعوذُ بِکَ مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُکَ الْمُخلَصُون».

عید فطر جشن تولد فطرت

عید فطر، جشن تولد فطرت است؛ فطرتی که از غبارها و زنگارها پاک شده و اکنون در زیباترین شکل خود خودنمایی می‌کند. به خودم می‌اندیشم، من کجا و میهمانی خدا کجا. غبار جهل و سیاهی گناه، قلبم را آلوده کرده است و خریداری برای این قلب زنگار گرفته نمی‌یابم. به خدایم می‌اندیشم که سراسر لطف است و مهربان‌ترین مهربانان. غفار است و بنده‌نواز.

مرا به میهمانی خودش دعوت می‌کند و قلبم را جلا می‌دهد. یادم می‌آورد فطرت توحیدی‌ام را، یادم می‌آورد مبارزه با شیطان درونی و بیرونی‌ام را. خودم، خدایم، جایگاهم را که فراموش کرده بودم، به یاد می‌آورم. اکنون که میهمانی تمام شده و عید فطر فرا رسیده، انگار از نو متولد می‌شوم و به روشنی می‌بینم که بازگشت به فطرتم را جشن گرفته‌ام. امیرمؤمنان علی(ع) نیز جشن فطرت را این‌گونه به عید فطر نسبت می‌دهد:

«این عید کسی است که خدا روزه‌اش را پذیرفته، نماز او را ستوده و هر روز که خدا نافرمانی نشود، آن روز عید است


   نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1392  توسط حسن حویزاوی 




عید شکر

عید شکر

عید فطر، روز شکرگزاری از حق تعالی است که در ظلمت جسم، چراغ روشن فطرت را نهاد تا همیشه پرتوافشان باشد و حیات‌بخش. مقام معظم رهبری نیز دراین باره می‌فرماید:

عید رمضان، در حقیقت عید شکر است؛ شکر به خاطر توفیق گذراندن دوران یک ماهه ضیافت الهی. شکر روزه‌داری. شکر توفیق عبادت و ذکر و خشوع و توسل به بارگاه کبریایی حضرت حق. حقیقتاً هم برای این شکر، انسان مؤمن باید عید بگیرد.

عید وحدت

میزبانت دلت را نورانی و لطیف ساخته و زنجیرهای شیطانی را از دست و پایت گشوده است. اکنون زمان آن رسیده که با همه هم‌کیشانت که همچون تو پذیرایی شده‌اند، اجتماعی بزرگ و بس نیرومند بسازید؛ آن‌طور که تمام دشمنان را مرعوب خویش گردانید.

مقام معظم رهبری در سخنرانی خود در خطبه‌های عید سعید فطر، مهم‌ترین معنا و مضمون این عید را اتحاد و وحدت و مستحکم شدن دل‌ها به واسطه ایمان به خدا دانستند و تأکید کردند:

تنها راه موفقیت و پیشرفت امت اسلامی در عرصه‌های مختلف و تسلط بر سرنوشت خویش و مقابله با تهدیدهای مغرورانه مراکز قدرت جهانی، وحدت کلمه و پرهیز از اختلاف و تفرقه است.


   نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1392  توسط حسن حویزاوی 




عید است و آخر گل و یاران در انتظار - - - - - ساقی به روی شاه ببین ماه و می ‌بیار

دل برگرفته بودم از ایام گل ولی - - - - - کاری بکرد همت پاکان روزه‌دار 

عید بشارت

امروز روز عید فطر است؛ عیدی که زمین و زمان را غرق شادی و سرور کرده است.

ساکنان زمین به شکرانه یک ماه عبادت و نیایش، عید گرفته‌اند و ساکنان آسمان نیز مأمور شده‌اند پاداش‌هایی را از سوی عرش الهی برای ساکنان این کره خاکی بیاورند و به راستی که در این روز بزرگ، زمین و زمان و آسمان در جوش و خروشند. عید فطر، عید زیبایی‌های معنوی، عید بشارت و عید سعادت است.

حافظ منشین بی می ‌و معشوق زمانی - - - - - کایام گل و یاسمن و عید صیام است


   نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1392  توسط حسن حویزاوی 




روز لقاءالله

حضرت امام خمینی(ره) در این مورد، سخنان قابل توجهی ارائه کرده و می‌فرماید:

آن برداشتی که اهل معرفت از عید می‌کنند، با آن برداشتی که دیگران می‌کنند بسیار متفاوت است. آنها بعد از اینکه در ماه مبارک رمضان آن ریاضت‌ها را می‌کشند و کشیدند، روز عید روز لقاءالله است.

شوق دیدار یار

ای عصاره هستی! در اجتماع عظیمی که برای برپایی نماز عید فطر تشکیل شده است، بیش از هر زمان دیگر جای خالی‌ات مرا غمگین می‌کند و زمزمه «عزیزٌ عَلَیَّ اَنْ اَرَی الْخَلْقَ وَ لا تُری»از زبانم نمی‌افتد.

در فراغت با دلی مملو از امید، اشک حسرت می‌ریزم. حال که زمان پاداش روزه‌داری رسیده، از خداوند دولت کریمه‌ات را می‌خواهم. با زمزمه ندبه، غم سنگینی که از هجرانت بر دلم نشسته، التیام می‌بخشم. با تو نجوا می‌کنم و از خدا می‌خواهم چشمانم را لایق دیدار تو قرار دهد.

بگذار پیش و پس شود روز عید فطر - - - - - ما با هلال روی تو افطار می‌کنیم




   نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1392  توسط حسن حویزاوی 



شبیه روز قیامت

امیرمؤمنان علی(ع) در روز عید فطر خطبه‌ای ایراد کردند و چنین فرمودند:

ای مردم! امروزِ شما، روزی است که در آن به نیکوکاران پاداش داده می‌شود و بدکاران در آن زیان می‌کنند. امروز، شبیه‌ترین روزها به قیامت شماست. با بیرون آمدن از خانه‌هایتان به مصلا، از بیرون آمدن از گورها و رفتن به پیشگاه خداوند یاد کنید، و از توقف و ایستادن در محل نماز، وقوف خود در برابر خدا را به یاد آورید، و از بازگشت به خانه‌هایتان، بازگشت خود را به جهنم و بهشت فرا یاد آرید.


   نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1392  توسط حسن حویزاوی 



طرح عقاید و آرای وهابیت و نقد آن

بعد از اثبات مسئله «توسل» از آیات و روایات و این که سیره مسلمانان مبتنی بر این بوده است که همواره به انبیا، اولیا و مؤمنان صالح و بزرگان، چه در زمانی که در قید حیات بوده‌اند و چه زمانی که از دنیا رحلت کرده بودند، توسل می‌جسته‌اند. لازم است قبل از بررسی رابطه «توسل» با توحید عبادی، مجموعه‌ای از مباحث مقدماتی را مطرح کنیم تا با توجه به این مقدمات بتوان راحت‌تر به مقصود رسید.

یکی از مباحثی که باید بدان پرداخت، اثبات عدم استقلال انبیا و اولیای الهی در تأثیر است و این که آنان از خود چیزی ندارد و هر چه انجام می‌دهند به اذن خداوند و از ناحیه الهی است.

بخش اوّل: بررسی استقلال و عدم استقلال انبیا و اولیای الهی

الف) عدم استقلال انبیا و اولیای الهی در تأثیر

یکی از آیاتی که در امر توسل بدان استناد کردیم، آیه 64 سوره مبارکه نساء بود که در آن می‌فرماید:

«و ما أرسلنا من رسول إلا لیطاع بإذن الله ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءُوک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توّاباً رحیماً».

قرآن کریم قبل از طرح مسئله استغفار انبیا برای خطاکاران و بیان آمدن آنان به سوی پیامبر[صلّی الله علیه و آله و سلّم] و توسل‌شان، یاد آوری می‌کند که «هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر این که به اذن خدا اطاعت شود»؛ یعنی اطاعت از پیامبر[صلّی الله علیه و آله و سلّم] و دعوت او نیز بدون اذن خدا صورت نمی‌گیرد، چه رسد به این که بخواهد بودن اذن خداوند برای مردم کاری انجام دهد.

«لذا از تعبیر «باذن الله» استفاده می‌شود که پیامبران الهی هر چه دارند از خداست و به عبارت دیگر وجوب اطاعت آنها بالذات نیست، بلکه آنها هم به فرمان پروردگار و از ناحیه اوست».[1]

بنابراین «انبیا و اولیا» سبب و وسیله نیل به مقصودند و خداوند متعال بر آنان کرامت می‌کند، نه این که آنان خود، فاعل باشند؛ هم چنان که اعتقاد ما در سایر افعال همین است؛ مثلاً چاقو به خودی خود قطع نمی‌کند، بلکه قاطع کس دیگری است و این سبب عادی است که برای قطع کردن قرار داده شده است. به عبارت دیگر تصرف انبیا و اولیا در امور تکوین و تشریع تمام العله نیست، بلکه جزء العله است و آن در صورتی کامل می‌گردد که مانعی از سوی عبد نباشد و مقتضی و مصلحت از ناحیه پروردگار موجود باشد.



برچسب‌ها: توسل, توحید, عبادت

   نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1392  توسط حسن حویزاوی 




حضرت امام خمینی (ره)

این ماه مبارک با آن همه برکاتی که دارد ، ما نمی توانیم از عهده شکر یکی اش برآییم ولی باید کوشش کنیم که در این ماه مبارک رمضان که بر ما گذشت ، اگر حالی پیدا شد ، این حال را تا ماه رمضان دیگر نگه داریم و اگر حالی پیدا نشد متأسف باشیم و کوشش کنیم که پیدا کنیم. این هیاهوها همه رفتنی است ، تمام شدنی است ، آنچه که هست آنی است که پیش خود ماست ، آن باقی است و با ماست و ما باید کوشش کنیم که باطن خودمان را اصلاح کنیم.

در این ماه فرق داشته باشیم با سایر ماه ها و دنبال این باشیم که ان شاء الله «لیله القدر» را دریابیم ، برکات «لیله القدر» را که قرآن در آن نازل شده است ، همه سعادت عالم در آن شب نازل شده و از این جهت ، از همه شب های عالم بالاتر است این را بتوانیم ادراک کنیم ، درک بکنیم ، خداوند ان شاء الله شماها را توفیق بدهد که با سلامت و سعادت وارد «ضیافت الله» بشوید و از آن مائده های آسمانی که قرآن و ادعیه است ان شاء الله همه مان مستفیض بشویم و «لیله القدر» را هم دریابیم.

سلام هی حتی مطلع الفجر


برچسب‌ها: ماه, مبارک, رمضان

   نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1392  توسط حسن حویزاوی 



روز بیست و دوم:

اَللّـهُمَّ افْتَحْ لى فیهِ اَبْوابَ فَضْلِکَ، وَاَنْزِلْ عَلَىَّ فیهِ

خدایا باز کن برویم در این ماه درهاى فضلت را و برکاتت را در آن بر من نازل

بَرَکاتِکَ، وَوَفِّقْنى فیهِ لِمُوجِباتِ مَرْضاتِکَ، وَاَسْکِنّى فیهِ بُحْبُوحاتِ

فرما و موفقم دار در آن به موجبات خشنودیت و مسکنم ده در آن وسطهاى

جَنّاتِکَ، یا مُجیبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرّینَ

بهشتت اى اجابت کننده دعاى درماندگان


برچسب‌ها: دعا, 22, رمضان

   نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1392  توسط حسن حویزاوی 



 ویژگی یک دوست خوب از منظر قرآن

یكی از مباحث بسیار مهم در مسائل اجتماعی، میزان و نحوه ارتباط انسانها و به عبارتی، دوستیها و روابط دوستانه با یكدیگر است. انسان از انتخاب دوست ناگزیر است و محتاج به دوست.

نكته‎ مهم در این میان، تأثیر بسیار زیاد دوست بر شخصیت انسان است كه در آیات قرآن كریم و روایات معصومان علیهم‌السلام، به این موضوع اشاره شده است.

در سوره فرقان خداوند حال برخی ظالمان را این‌گونه بیان می‎دارد: (روز قیامت) روزی است كه می‎بینی ظالم (از شدت حسرت) دست خود را می‌گزد و (می‎گوید:ای‌كاش با فلان شخص دوست نمی‎شدم!

امیرالمۆمنان سلام الله علیه می‎فرماید: كسی كه شخصیت او بر شما مشتبه شد و از دین او اطلاعی نداشتید، به دوستانش نگاه كنید؛ اگر آنان از اهل دین خدایند، پس آن شخص نیز بر دین خداست، ولی اگر دوستان وی بر غیر دین خدا بودند پس بدانید كه او نیز هیچ بهره‎ای از دین خدا ندارد.

مترادف واژه دوست، در قرآن کلماتی مثل صدیق، خلیل، خَلطاء، وَدَّ، ولی، اخوه آمده است.

قرآن مجید در یک قانون کلی همه مۆمنین را با هم دوست و برادر می داند، و انتظار دارد، نگاه مۆمنین به همدیگر از همین منظر باشد.

«إِنَّمَا الْمُۆْمِنُونَ إِخْوَةٌ»[1] پس با توجه به این آیه همة مۆمنین با همدیگر دوست و برادر هستند، و باید برای پیشرفت در امور دنیوی و اخروی خود کمک حال همدیگر باشند و اگر در انتخاب دوست دقت نکنیم، موجب افسوس در روز قیامت می شود. در قرآن از قول دوزخیان آمده:

«یا وَیلَتى لَیتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِیلاً»[2] ؛ ای وای بر من، کاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نکرده بودم!

صحنه قیامت، صحنه ندامت و پشیمانی است و یکی از موارد حسرت خوردن انسانها در آن روز، تأسف بر انتخاب رفیق بد است، که او را از راه راست منحرف کرده است.

 


برچسب‌ها: ویژگی, دوست, خوب, منظر قرآن

   نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391  توسط حسن حویزاوی 



تولدى تازه‏

عن حمران قال: زرت قبرالحسین علیه السلام فلما قدمت جاء نى ابو جعفر محمد بن على علیه السلام ... فقال علیه السلام ابشر یا حمران فمن زار قبور شهداء آل محمد (ص) یرید الله بذلك وصلة نبیه خرج من ذنوبه كیوم ولدته امه.


حمران مى‏گوید هنگامى كه از سفر زیارت امام حسین (ع) برگشتم، امام باقر علیه السلام به دیدارم آمد و فرمود: اى حمران! به تو مژده مى‌دهم كه هر كس قبور شهیدان آل محمد (ص) را زیارت كند و مرادش از این كار رضایت خدا و تقرب به پیامبر (ص) باشد، از گناهانش بیرون مى‏آید مانند روزى كه مادرش او را زاده است.


   نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر 1391  توسط حسن حویزاوی 



شهادت و زیارت‏


قال الامام الصادق علیه السلام:

زوروا قبرالحسین علیه السلام ولا تجفوه فانه سید شباب أهل الجنة من الخلق و سید شباب الشهداء.


امام صادق (ع) فرمود: مرقد امام حسین علیه السلام را زیارت كنید و با ترك زیارتش به او ستم نورزید، چرا كه او سید جوانان بهشت از مردم و سالار جوانان شهید است.

زیارت، بهترین كار


قال ابوعبدالله علیه السلام:

زیارة قبرالحسین بن على علیهماالسلام من أفضل ما یكون من الأعمال.


امام صادق (ع) فرمود: زیارت قبر امام حسین علیه السلام از بهترین كارهاست كه مى‏تواند انجام یابد.

سفره‏هاى نور


قال الامام الصادق علیه السلام:

من سره ان یكون على موائد النور یوم القیامة فلیكن من زوارالحسین بن على علیهماالسلام.


امام صادق (ع) فرمود: هر كس دوست دارد روز قیامت، بر سر سفره‏هاى نور بنشیند باید از زائران امام حسین علیه السلام باشد.

شرط شرافت‏


قال الصادق علیه السلام:

من اراد ان یكون فى جوار نبیه و جوارعلى و فاطمه علیهم السلام فلا یدع زیارة الحسین علیه السلام.


امام صادق (ع) فرمود: كسى كه مى‏خواهد در همسایگى پیامبر (ص) و در كنارعلى (ع) و فاطمه (س) باشد زیارت امام حسین (ع) را ترك نكند.


   نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر 1391  توسط حسن حویزاوی 



گوشه‏هايي از خطبه زينب(س) در برابر يزيد

در مجلس يزيد، همه چيز در ظاهر به نفع يزيد بود، امّا آن هنگام كه زينب(س) خطبه خواند به راستي همه چيز را دگرگون كرد، و شام يزيدي را به شام غريبان تبديل نمود، و هم چون صاعقه سوزان و رگبار شديد سرزنش بر همه زندگي ننگين يزيد بود در اين جا نظر شما را به چند بخش از آن خطبه جلب مي‏كنم:

«وَ كَيْفَ يُرْتَجي مُراقَبَةَ ابْنِ مَنْ لَفَظَ فُوهُ اَكْبادَ الاَزْكياء، وَ نَبَتَ لَحْمُهُ مِنْ دِماء الشُّهَداء؛ به راستي چگونه توقّع و اميد دل‏سوزي از پسر آن كسي باشد كه دهانش جگر پاكان را جويد و بيرون انداخت و گوشتش از خون شهيدان روييد.»

يزيد قبل از اين خطبه افتخار كرده بود كه از فرزندان خُنْدُف است، كه با سيزده واسطه به او مي‏رسيد، و خُنْدُف در عصر خود به عنوان بانوي خيرانديش معروف بود، زينب(س) در اين مورد با يزيد مقابله به مثل كرد گويي به او فرمود: به جدّه سيزدهم خود مناز، بلكه به جدّه نزديك خود «هند» مادر معاويه را بنگر كه در جنگ اُحُد جگر حضرت حمزه را درآورد و به دهان كشيد و به خون آشامي معروف بود، چرا راه دور مي‏روي؟!بقيه در صفحه 35

«فَوَاللّهِ ما فَرِيتَ اِلاّ جِلْدَكَ، وَ لا جَزَرْتَ اِلاّ لَحْمَكَ...؛ سوگند به خدا جز پوست خود را ندريدي، و جز گوشت خود را نبريدي، و قطعا با همين باري كه از ريختن خون خاندان رسالت، و هتك حرمت آنان بر دوش داري، نزد رسول خدا(ص) وارد مي‏گردي، در آن هنگام كه خداوند همه را جمع مي‏كند، و حقّ آنان را باز مي‏گيرد.»

«حَسْبُكَ بِاللّهِ حاكِمَا، وَ بِمُحَمَّدٍ خَصِيما، وَ بِجبْرَئيلَ ظَهِيرا، وَ سَيَعْلَمُ مَنْ سَوَّلَ لَكَ وَ مَكَّنَكَ رِكابَ الْمُسْلِمينَ، بِئْسَ لِلظّالِمينَ بَدَلاً؛ و همين عذاب تو را بس كه در دادگاه خدا، خداوند حاكم و داور است، و محمّد(ص) از جانب ما مدّعي ما است، و جبرئيل پشتيبان ما مي‏باشد، و به همين زودي آن كس كه

تو را فريب داد و بر گُرده مردم سوار كرد (يعني معاويه) خواهد فهميد كه براي ستمگران عوض بدي خواهد بود.»

«وَ لَئِنْ جَرَتْ عَلَيَّ الدَّواهِيُ مُخاطَبَتَكَ، اِنّي لاَسْتَصْغِرُ قَدْرَكَ؛ اگرچه حوادث روزگار مرا به سخن گفتن با تو كشانده، ولي ارزش تو از نظر من ناچيز است.»

«اَلا فَالْعَجَبُ كُلُّ الْعَجَبِ بِقَتْلِ حِزْبُ اللّهِ النُّجَباءِ بِحِزْبِ الشَّيْطانِ الطُّلَقاء؛ آگاه باش كه مايه تعجّب و بسي شگفتي است كه افراد باشخصيت از حزب خدا، در جنگ با افراد حزب شيطاني كه بردگان آزاد شده هستند كشته مي‏شوند.»

«فَكِدْ كَيْدَكَ، وَاْسَع سَعْيَكَ، وَ ناصِبْ جُهْدَكَ، فَواللّهِ لاتَمْحُوا ذِكْرَنا وَ لاتُمِيتُ وَحْيَنا، وَ لاتُدْرِكُ اَمَدَنا...؛ هر نيرنگي خواهي بزن، و هر اقدامي كه تواني بكن، و از هر كوششي دريغ منما، كه سوگند به خدا نه مي‏تواني نام ما را محو كني، و نه مي‏تواني وحي ما را خاموش كني و به منتهاي مقام ما برسي، و هرگز نتواني ننگ اين ستم را از خود بزدايي، رأي تو سست، و شماره ايّام دولتت اندك است، و جمعيّت تو متلاشي و پراكنده شود، تا آن روز (قيامت) فرا رسد كه منادي حق فرياد زند؛ آگاه باشيد لعنت خدا بر ستمگران باد.»10

خطبه حضرت زينب(س) به طور كلّي مجلس يزيد، بلكه وضع شام را تغيير داد، و همه چيز را دگرگون ساخت، منطق قوي و نَفَس قدسي فوق العاده زينب(س) باعث شد كه آن چنان رعب و وحشت در يزيد و يزيديان ايجاد گرديد كه يزيد نتوانست شعله سخن را در ذهن زينب(س) خاموش سازد، چرا كه مي‏ديد مجلس و مجلسيان در چنبره كلام آتشين حضرت زينب(س) قرار گرفته است.

از آن پس، سياست ظاهري يزيد عوض شد، او در ظاهر اظهار پشيماني مي‏كرد، و گناه را به گردن ابن زياد مي‏انداخت

يزيد دستور داد تا با نرمش و اخلاق نيك با اهل بيت امام حسين(ع) رفتار شود، و آنها را محترمانه به مدينه باز گردانند، و هودج‏هاي شترها را با پارچه‏هاي پرزرق و برق آراسته كنند، زينب(س) كه از هوشياري و قاطعيّت و تدبير بالايي برخوردار بود، دريافت كه يزيد مي‏خواهد با اين گونه ظاهرسازي، خون شهيدان را لوث كند، بي‏درنگ با قاطعيّت فرمود: «هودج‏ها را سياه‏پوش كنيد تا مردم بدانند كه ما در سوگ شهادت فرزند زهرا(س) به سر مي‏بريم.» اين سخن شور و هيجان شديدي در مردم ايجاد كرد


   نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر 1391  توسط حسن حویزاوی 



بخش هايي از خطبه حضرت زينب(س) در كوفه

حضرت زينب(س) در كوفه دو خطبه خواند، حذيم بن شريك اسدي مي‏گويد: «به زينب(س) نگاه كردم، سوگند به خدا تا آن روز بانوي پوشيده و نجيبي را همانند او نديده بودم كه آن چنان شيوا، قاطع و شيرين سخن بگويد، گويي سخنانش از زبان حضرت علي(ع) فرو مي‏باريد، به مردم اشاره كرد كه ساكت باشيد، با اين اشاره نَفَس‏ها در سينه‏ها حبس شد، زنگ‏هايي كه در گردن اسب‏ها و

استرها بود از حركت باز ايستاد، آن گاه خطبه را با حمد و سپاس خدا و درود به پيامبر(ص) و خاندانش شروع كرد.»

آن چنان خطبه زينب(س) مردم را تحت تأثير قرار داد كه صداي گريه و شيون آنها بلند شد، آنها در ماتم عميق فرو رفتند، حيران و بهت زده، اظهار پشيماني مي‏كردند كه چرا به ياري امام حسين(ع) نشتافته‏اند.

در بخشي از اين خطبه چنين مي‏خوانيم: «يا اَهْلَ الْخَتَلِ وَالْغَدَرِ وَالْخَذَلِ أَتَبْكُون؟... اِنَّما مَثَلُكُمْ كَمَثَلِ الَّتي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ اَنْكاثَا؛ اي نيرنگ‏بازان و بي‏وفايان و پراكندگان! آيا به حال ما گريه مي‏كنيد؟... مَثَل شما مَثَل آن زني است كه به شدّت رشته‏هاي خود را پس از تابيدن باز مي‏كرد، شما نيز عهد شكني كرديد.»

و در فراز ديگر فرمود: «وَيْلَكُمْ يا اَهْلَ الْكُوفَةِ اَتَدْروُنَ اَيَّ كَبَدٍ لِرَسُولِ اللهِ فَرَيْتُمْ، وَ اَيَّ كَريمَةٍ لَهُ اَبْرَزْتُمْ...؟؛ اي مردم كوفه! واي بر شما، آيا مي‏دانيد كه چه جگري از رسول خدا(ص) را بريديد؟ و چه افراد پوشيده از حجاب را از حرمش بيرون كشيديد؟ و چه خوني را از او ريختيد؟ و چه احترامي را از او هتك كرديد؟.... آيا براي شما شگفت‏آور است كه آسمان براي اين ماجرا خون ببارد؟ همانا شكنجه و عذاب جهان آخرت ننگين‏تر خواهد بود، و كسي شما را ياري نكند، و به مهلتي كه به شما داده شده است بهره‏مند نخواهيد شد...»

زينب(س) در قسمت آخر خطبه، براي مصائب جان‏سوز برادرش حسين(ع) اشعاري خواند و گريه كرد، در اين حال به قدري منقلب شد و پُراحساس مي‏گريست و سخن مي‏گفت كه امام سجّاد(ع) او را اين چنين تسلّي خاطر داد: «... وَ أَنْتِ بِحَمْدِاللّهِ عالِمَةٌ غَيْرُ مُعَلَّمَةٍ، فَهِمَةٌ غَيْرُ مُفَهَّمَةٍ...9 تو به حمدالله دانشمند بدون استاد، و داناي خود ساخته هستي، بدان و تحمّل داشته باش كه گريه و ناله، رفتگان را باز نمي‏گرداند.»

حضرت زينب(س) به سخن امام سجّاد احترام كرد و سكوت نمود.


   نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر 1391  توسط حسن حویزاوی 



زينب (سلام الله علیها) در آيينه عاشورا

در پيدايش و تكميل نهضت و فرهنگ عاشورا، حضرت زينب(س) شريك امام حسين(ع) بود، كه در مجموع مي‏توان گفت حضور و شركتش در اين نهضت عظيم، پس از امام حسين(ع) از همه بيش‏تر بود. او از مدينه تا مكّه و از آن جا تا سرزمين كربلا، و در ماجراي عاشورا، يار و ياور مخلص و پشتوانه نيرومند امام حسين(ع) بود، تا آن جا كه دو نوجوانش محمّد و عون(ع) را در روز عاشورا فداي نهضت امام حسين(ع) كرد، وقتي امام حسين(ع) پيكر به خون تپيده اين دو جوان را از ميدان به كنار خيمه آورد، زينب(س) از خيمه بيرون نيامد، مبادا رنج امام حسين(ع) با ديدن زينب(س) افزون شود، ولي در مورد حضرت علي اكبر(ع) از خيمه بيرون دويد و به استقبال جنازه پاره پاره او شتافت، و با برادرش همنوا گرديد، و مطابق پاره‏اي از روايات، زينب(س) براي تسلّي خاطر امام حسين(ع) زودتر به بالين علي اكبر(ع) رفت، هنگامي كه امام حسين(ع) به قتل‏گاه رسيد، نخست نگاهش به زينب(س) افتاد، و اين تدبير، در فرونشاندن شدّت ناراحتي امام حسين(ع) نقش به سزايي داشت.

زن مگو بنت الجلال اُخت الوقار «زن مگو مرد آفرين روزگار

زن مگو دست خدا در آستين...» زن مگو خاك درش نقش جبين

زينب(س) پس از عاشورا سه موضوع حسّاس را بر عهده گرفت و به خوبي آن را اجرا كرد:

1ـ سرپرستي از بازماندگان شهيدان؛

2ـ حمايت و نگهباني از امام وقت، حضرت امام سجّاد(ع)؛

3ـ ابلاغ پيام شهيدان به مردم.

خطبه‏هاي او در كوفه، در مجلس ابن زياد، و خطبه غرّاي او در شام در مجلس يزيد، و گفتار آتشين و عميق او در هر كوي و برزن آن چنان جامع و قاطع بود كه هم‏چون صاعقه‏اي خرمن هستي ستمگران را مي‏سوزاند و تار و پود زندگي پوشالي آن‏ها را از هم مي‏گسست، و بسان نوري درخشان بود كه فرهنگ عاشورا را نشان مي‏داد، و مردم را به سوي اهداف و ارزش‏هاي حاكم بر عاشورا جذب مي‏كرد.

او در روز يازدهم محرّم وقتي كه كنار بدن پاره پاره برادرش امام حسين(ع) آمد، آن بدن را با دستهايش اندكي بلند نمود و عرض كرد: «اِلهي تَقَبَّلْ مِنّا هذَا الْقُرْبانَ؛6 خدايا اين قرباني را از ما بپذير.»

و در روايتي ديگر آمده، عرض كرد: «اللهمّ تَقَبَّلْ مِنّا هذَا قَليلَ الْقُرْبانَ؛7 خدايا! اين قرباني اندك از ما بپذير.»

اين تعبير نشان دهنده نهايت فروتني و سپاسگزاري حضرت زينب(س) در پيشگاه خدا است، و در عين حال تيري هم‏چون شهاب ثاقب بر قلب دشمن است كه هان اي دشمنان سنگ‏دل هرگز نپنداريد كه ما خوار شده‏ايم، بلكه ما سرافراز هستيم، چرا كه براي خدا قرباني داده‏ايم.

بر همين اساس، در مجلس ابن زياد هنگامي كه او از روي شماتت به زينب(س) گفت: «ديدي كه خداوند با برادر و خاندانت چه كرد؟» زينب(س) در پاسخ فرمود: «ما رَأَيْتُ إلاّ جَميلاً...؛ جز خوبي چيزي نديدم، اينان افرادي بودند كه خداوند مقام ارجمند شهادت را سرنوشتشان ساخت، از اين رو داوطلبانه به آرامگاه‏هاي خود شتافتند، و به زودي خداوند بين آنان و تو جمع كند، تا تو را به محاكمه بكشند، اكنون بنگر در آن محاكمه چه كسي پيروز و چه كسي شكست خورده و درمانده است؟ مادرت به عزايت بنشيند، اي پسر مرجانه.»


   نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر 1391  توسط حسن حویزاوی 



حضرت زینب(س)

تولّد حضرت زینب «علیهاالسّلام»: ایشان در پنجم جمادی‌الاوّل سال ششم هجرت سال صلح حدیبیّه متولّد شدند. هنگامی که حضرت زینب «علیهاالسّلام» تولّد یافت، مادرش زهرا «علیهاالسّلام» او را نزد پدرش امیرالمؤمنین «علیه‌السّلام» آورده و عرض کرد: نام این مولود را بگذار. حضرت علی «علیه‌السّلام» فرمودند: من بر پیغمبر «صلّی‌‌الله‌علیه‌وآله» سبقت نمی‌گیرم ….. حضرت زهرا «علیهاالسّلام» طفل تازه به دنیا آمده را نزد پدر بردند که نام او را بگذارد. جبرئیل نازل شده، سلام به رسول‌خدا «صلّی‌‌الله‌علیه‌وآله» رساند و گفت: نام این مولود را «زینب» بگذار و این نامی است که خدای تبارک و تعالی اختیار فرموده. آن‌گاه پیغمبر «صلّی‌‌الله‌علیه‌وآله» را از مصائبی که بر حضرت زینب «علیهاالسّلام» وارد می‌شود آگاه نمود. رسول خدا «صلّی‌‌الله‌علیه‌وآله» گریان شده و فرمودند: «هر کس بر زینب «علیهاالسّلام» گریه کند اجر و ثوابش مانند کسی است که بر برادرانش حسن و حسین گریه نموده باشد.»


   نوشته شده در شنبه یازدهم آذر 1391  توسط حسن حویزاوی 



ولادت حضرت فاطمه معصومه (س)


در روز اول ذیقعده سال 173 هجری، در شهر مدینه چشم به جهان گشود. این بانوی بزرگوار،


از همان آغاز، در محیطی پرورش یافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضایل اخلاقی آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسایی و تقوا، راستگویی و بردباری، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگی و پاکدامنی و نیز یاد خدا،...

   نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1391  توسط حسن حویزاوی 



بسم الله الرحمن الرحیم

با لطف خداوند متعال کشت ۲۵۳۰هکتار از زمین های کشت و صنعت میرزا کوچک خان

با ثبت ۵۶ هکتاردر روزدر تاریخ ۲۶/۰۶/۱۳۹۱بپایان رسید .

این کار مهم  میسر نمی شد مگر با همکاری و هم دلی تمامی نیروهای زحمت کش شرکت .

 ضمن تبریک این موفقیت به مدیریت محترم عامل و کلیه پرسنل شرکت آرزوی توفیق

برای همه همکاران داریم داریم.


برچسب‌ها: کشت, میرزا, 56, هکتار

   نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1391  توسط حسن حویزاوی 



ره یافتگان ؛

SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز :

* لطفا در اول بحث کمی در خصوص زادگاه خود و محیط رشد و منطقه زندگیتان صحبت کنید.
بنده در سال 1953 میلادی مصادف با 1332 شمسی در خانواده‌ای مسیحی کاتولیک در آمریکا به دنیا آمدم، تحصیلاتم را از مدرسه کاتولیک‌ها شروع کردم، ولی همیشه سؤالات و شبهاتی درباره مسیحیت داشتم، یادم هست در دوره دبیرستان به این نتیجه رسیدم که حضرت مسیح خدا نیست و همچنین تثلیث را نمی‌توانستم آن‌طور که تعلیم می‌دادند قبول کنم، ولی هنوز خودم را مسیحی می‌دانستم تا اینکه در دانشگاه ایالت نیویورک در آوبنه (مرکز اداری و دانشگاهی ایالت نیویورک) مشغول تحصیل شدم و در آنجا علاقه خود را نسبت به آیین مسیحیت از دست دادم و بی دین شدم.

   نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1391  توسط حسن حویزاوی 



بيش از 80 هزار شيعه دوازده‌امامي در شهرهاي "الزهراء" و "نبل" در سوريه، به علت محاصره شديد اين شهرها توسط تروريست‌هاي وهابي وابسته به گروهک موسوم به ارتش آزاد، دچار قحطي شديد و محروميت غذايي و فشار اقتصادي و معيشتي شده‌اند.
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

به گزارش «شیعه نیوز»، ساکنان شهرهای «الزهراء» و «نبل» در اطراف حلب که ساکنان آنها شيعيان دوازده‌امامي هستند به‌ شدت در محاصره قرار دارند. در ظاهر دلایل این محاصره طایفه ای است، ولی واقعیت آن است که این دوشهر بزرگترین مانع در برابر ایجاد منطقه حائل در مناطق مرزی ترکیه هستند.

محاصره همه‌جانبه و گسترده این دو شهر، ساکنان این مناطق را با نقص شدید مواد غذایی مواجه کرده است.

شهرهای الزهراء و نبل، در حومه حلب قرار داشته و با این شهر 20 کیلومتر فاصله دارند. مسافت این دو شهر تا گذرگاه «بابا السلامه» در مرزهای شمالی با ترکیه نیز حدود 25 کیلومتر است.

در شرق، جنوب و شمال این دو شهر روستاهایی قرار دارند که عناصر مسلح موسوم به ارتش آزاد در این روستاها متمرکز شده‌اند؛ از جهت غرب نیز، چند روستای کردنشین هستند که در کنترل حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) قرار دارند.

مجموع ساکنان این دو شهر حدود 60 هزار نفر است که همگی شیعه اثنا عشری هستند. در پی ناآرامی‌ها و درگیری‌ها حدود 15 هزار نفر از ساکنان مناطق مختلف به اجبار و یا داوطلبانه به این دو شهر مهاجرت کردند؛ شماری از ساکنان مناطق سنی‌نشین اطراف نیز به دلیل نپذیرفتن فرمانها و فشارهای عناصر مسلح، مجبور شده اند از محل سکونت خود مهاجرت کنند و به این دو شهر بروند؛ بدین ترتیب شمار ساکنان این دو شهر به حدود 80 هزار نفر رسید. در این بین حدود 3 هزار نفر از خانواده های مخالفان و به ویژه زنان و کودکان از درگیری های ارتش مخالفان مسلح به این دو شهر گریختند.

با آغاز بحران در ادلب، مناطق «الفوعه»، و «کفریا» محاصره شدند، و پس از آن با انتقال بحران به حلب شهرهای نبل و الزهراء نیز اواسط ماه شعبان محاصره شدند، و این‎گونه وانمود شد که دلیل این محاصره گسترده، حمایت ساکنان این دوشهر از جمهوری اسلامی ایران و حزب الله لبنان است.

عناصر و گروه های مسلح با قطع راه ها و جاده های منتهی به شهرهای الزهرا و نبل مانع از ورود و خروج حتی یک نفر شدند . در این میان هر کسی که می خواست شانس خود را در این زمینه بیازماید، کشته و یا ربوده می شد. در آغاز این محاصره سودجویان وابسته به عناصر مسلح بیمارانی را که نیاز بسیار زیادی به درمان داشتند، در قبال حدود 400 دلار برای هر نفر، به درمانگاه ها و یا بیمارستانهای حلب می رساندند؛ که البته این ماجرا یک هفته بیشتر طول نکشید.

اکنون ساکنان این دو شهر به شدت تحت محاصره قرار دارند؛ و هر کسی که به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم قصد ارسال کالا به این دو شهر را داشت، تهدید به مرگ شده است.

محاصره شهرهای نبل و الزهراء اکنون موجب بحران های بسیاری از جمله بحران نان به دلیل نبود آرد و مواد اولیه شده؛ و علاوه بر این کالاهای اساسی، دارو و مورد نیاز روزانه مردم تقریبا نایاب شده است.

درکنار نایاب شدن کالاهای اساسی و دارو، ساکنان این دو شهر به صورت روزمره با تهدیدهایی از سوی عناصر و گروه های مسلح مبنی بر تصمیم آنها برای حمله گسترده و پاکسازی کامل این دو شهر از شیعیان مواجه هستند.

منبع : مشرق

   نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1391  توسط حسن حویزاوی 



انتشار یک تصویر، از رسوایی قطر در حمایت مالی از تولید فیلم توهین آمیز به ساحت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) پرده برداشت. در این تصویر یوسف قرضاوی، مفتی شناخته‌شده اهل تسنن مقیم قطر، در میان رئیس موسسه قطری «النور القابضه» و «باری اوزبورن»، تهیه کننده فیلم توهین آمیز به ساحت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) دیده می‌شود.
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

به گزارش «شیعه نیوز»، منابع موثق تاکید کردند که ساخت فیلم اهانت‌آمیز به ساحت مبارک پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) با حمایت مالی موسسه‌ای قطری صورت گرفته است.



به نوشته پایگاه خبری «براثا»، کاربران شبکه‌های اجتماعی در اینترنت تصویری منتشر کرده‌اند که نشان می‌دهد فیلم آمریکایی اهانت آمیز به ساحت مقدس پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) با حمایت مالی موسسه قطری «النور القابضه» صورت گرفته است.

در این تصویر یوسف قرضاوی، مفتی شناخته‌شده اهل تسنن مقیم قطر، در میان رئیس موسسه قطری «النور القابضه» و «باری اوزبورن»، تهیه کننده فیلم توهین آمیز به ساحت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) دیده می‌شود.

به گفته این منابع، نقش یوسف القرضاوی در این فیلم، علاوه بر نظارت بر روند تولید فیلم، مشروعیت بخشی به ساخت آن بوده است.

منبع : العالم

   نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1391  توسط حسن حویزاوی 



آخرين مطالب



مقام معظم رهبري

درباره ما ...
 
برچسب‌ها
 
 
موضوعات
 
آرشيو مطالب
 
نويسندگان