ستارگان هدایت

مذهبی/فرهنگی/اجتماعی

بزرگ مرد تاريخ

 
لوگوي دوستان
گنجينه احاديث

جستجو گر گوگل


هل وقع غصب فدک قبل إحراق البیت أم بعده؟
السؤال
متى وقع غصب فدک هل وقع قبل إحراق بیت فاطمة (ع) أو قبل؟ و ما هی الفترة الزمنیة التی تفصل بینه و بین رحیل النبی الاکرم (ص)؟
الجواب الإجمالی
لایوجد جواب الجمالی لهذا السؤال، النقر الجواب التفصیلی.
الجواب التفصیلی

من اقدم الحرکات التی قام بها عمر بن الخطاب و الخلیفة الاول الاقدام على غصب فدک و احراق بیت فاطمة (ع) و قد وقع هذا الفعل بعد رحیل الرسول الاکرم (ص) بفترة قصیرة جداً، لکن التأریخ لم یذکر لنا أی الواقعتین هی الاولى؛ لکن یمکن القول بالنسبة الى احراق بیت فاطمة (ع) أنه جاء فی المصادر التاریخیة لاهل السنة بالنحو التالی: "... ثم إن أبا بکر بعث عمر بن الخطاب إِلى علی و من معه لیخرجهم من بیت فاطمة رضی الله عنها، وقال: إِن أبوا علیک فقاتلهم. فأقبل عمر بشیء من نار على أن یضرم الدار، فلقیته فاطمة رضی الله عنها و قالت: إِلى أین یا ابن الخطاب؟ أجئت لتحرق دارنا؟ قال: نعم، أو تدخلوا فیما دخل فیه الأمة...."[1]

و کذلک ورد عن الامام الصادق (ع) الحدیث عن غصب فدک بالنحو التالی: "عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ: لَمَّا بُویِعَ أَبُو بَکْرٍ وَ اسْتَقَامَ لَهُ الْأَمْرُ عَلَى جَمِیعِ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ، بَعَثَ إِلَى فَدَکَ مَنْ أَخْرَجَ وَکِیلَ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللّه مِنْهَا."[2]

هذه قرینة تکشف عن تقدم الغصب على إحراق البیت، و هناک قرینتان اخرییان یمکن الاشارة الیهما هنا بنحو مختصر.

الاولى: یحدثنا التاریخ بانه لما منع الخلیفة الاول فاطمة (س) حقها وغصب فدکا و اخرج عمالها منها تقدمت الزهراء (ع) بالشکوى من هذا الامر و اعترضت على هذا العمل کما فی خطبتها المعروفة و التی تقول فیها: "لَمَّا بَلَغَ فَاطِمَةَ عَلَیْهَا السَّلَامُ إِجْمَاعُ أَبِی بَکْرٍ عَلَى مَنْعِهَا فَدَکَ، لاثَتْ خِمَارَهَا وَ أَقْبَلَتْ فِی لُمَةٍ مِنْ حَفَدَتِهَا وَ نِسَاءِ قَوْمِهَا تَطَأُ ذُیُولَهَا، مَا تَخْرِمُ مِشْیَتُهَا مِشْیَةَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ حَتَّى دَخَلَتْ عَلَى أَبِی بَکْر...".[3] و قد رد علیها ابو بکر بالعبارة التی نسبها الى النبی (ص) "نحن معاشر الانبیاء لانورث ما ترکناه صدقة" و هذا یکشف عن کون القضیة ما زالت لم تتأزم بعد الى حد التجاسر المعروف باحراق الدار.

الثانیة: من المتعارف فی الاوساط السیاسیة أن رجال السیاسة یحاولون التدرج فی المواجهة مع المعارضة خشیة ردة فعل الجماهیر، و بما أن للزهراء (س) منزلة کبیرة فی اوساط المسلمین من هنا یکون الاقدام على احراق بیتها مباشرة أمراً لایستسیغه الشارع و الجماهیر و لایوجد مبرر له، کما لا یمکن التعتیم علیه بحدیث موضوع کما فی قضیة غصب فدک فهل یستطیعون القول بان النبی الاکرم (ص) امر باحراق بیتها مثلا!!!؛ من هنا نرى ان طبیعة الامور تقتضی تقدم الغصب على الاحراق.

اما بالنسبة الى تحدید ذلک بالایام فغیر ممکن لان المصادر التی تعرضت لذلک لم تذکره و انما یمکن القول انه لایتجاوز الشهر او الشهرین مقارنة بالفترة التی عاشتها فاطمتها سلام الله بعد ابیها.

لمزید الاطلاع على غصب فدک انظر

 

 

 


[1] ابو الفداء،المختصر فی اخبار البشر(تایخ ابوالفداء)،ج1،ص107، باب اخبار ابی بکر الصدیق وخلافته؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید،ج2،ص73 (برنامج المکتبه الشامله)

[2] بحارالانوار، ج‏29، ص 127، حدیث 27 (نسخه معجم موضوعی بحار الانوار).

[3] العلامة المجلسی، بحار الانوار، ج29، ص216، نشر مؤسسة الوفاء بیروت. و قد نقلت خطبة الزهراء (س) فی کثیر من المصادر السنیة منها: بلاغات النسأ، تألیف   أبی الفضل أحمد بن أبی طاهر، المعروف بابن طیفور، (204 - 280هـ)؛ ـ السقیفة و فدک، تألیف أحمد بن عبدالعزیز الجوهری، من محدثی أهل السنة فی القرن الثانی الهجری؛ ـ مقاتل الطالبیین، تألیف أبی الفرج الاصفهانی و غیر ذلک من المصادر.


   نوشته شده در جمعه پانزدهم اسفند ۱۳۹۳  توسط حسن حویزاوی 



سه مصیبت بزرگ

مردی به محضر امام سجاد(علیه السلام) آمد، و از حال و روزگار دنیای خود شكایت كرد، امام سجاد(علیه السلام) فرمود: مسكین ابن آدم ، له فی كلّ یوم ثلاث مصائب لایعتبر بواحده منهن ، و لو اعتبر لهانت المصائب و امر الدنیا... : بیچاره انسان كه در هر روز، دستخوش سه مصیبت است كه از هیچیك عبرت نمی گیرد، در صورتی كه اگر عبرت می گرفت ، مصائب دنیا برای او آسان می شد. 1 هر روز كه از عمر او می گذرد از عمر او كاسته می گردد، در صورتی كه اگر از مال او چیزی كاسته می شد قابل جبران بود، ولی كاهش عمر قابل جبران نیست . 2 هر روز، رزقی كه به او می رسد اگر از راه حلال باشد، حساب دارد، و گرنه عقاب دارد (و این حساب و عقاب در دادگاه الهی در انتظار او است .) 3 مصیبت سو از همه بزرگتر است ، و آن اینكه هر روز كه از عمر انسان می گذرد، به همان اندازه به آخرت نزدیك می گردد، ولی نمی داند كه رهسپار بهشت است یا دوزخ ؟ اگر براستی در فكر این سه مصیبت باشد، گرفتاریهای مادی ، در برابر آنها ناچیز است و آسان خواهد شد.


   نوشته شده در جمعه پانزدهم اسفند ۱۳۹۳  توسط حسن حویزاوی 



بسم اللّه الرحمن الرحیم‏


اس ام اس ایام فاطمیه شهادت فاطمه زهرا

شهادت حضرت فاطمه زهراء ( س ) واقعیتى است كه منابع حدیثى و تاریخ شیعه و سنّى بر آن گواه است . برخى به علت عدم آشنائى با حدیث و تاریخ ، در این واقعیت تردید نموده‏اند .
قال رسول اللَّه ( ص ) : « . . . فتكون اوّل من یلحقنى من اهل بیتى فتقدم علىّ محزونة مكروبة مغمومة مقتولة » .
( فاطمه ) اولین كسى از اهل‏بیتم مى‏باشد كه به من ملحق مى‏گردد ، پس بر من وارد مى‏شود ، محزون ، مكروب ، مغموم ، مقتول . . .
فرائد السمطین ج 2 ، ص 34
قال موسى بن جعفر ( ع ) : انَّ فاطمة ( س ) صدّیقة شهیده .
اصول كافى ج 1 ، ص 381
قال ابن عباس : إنّ الرّزیّة كُلَّ الرّزیة ، ما حال بین رسول‏اللَّه ( ص ) و بین كتابه .
مصیبت تمام مصیبت آنگاه رخ داد كه بین پیامبر ( ص ) و نوشتارش حائل گردیدند .
صحیح بخارى ج 1 ،   120

آیا این احادیث و روایات گویای اینکه فاطمه را به شهادت رساندند نیست؟


   نوشته شده در جمعه پانزدهم اسفند ۱۳۹۳  توسط حسن حویزاوی 



حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در تعریف امام على علیه السلام فرمودند:

او پیشوائى الهى و ربّانى است، تجسّم نور و روشنائى است،

مرکز توجّه تمامى موجودات و عارفان است،

فرزندى پاک از خانواده پاکان مى باشد،

گویندهاى حقّگو و هدایتگر است،

او مرکز و محور امامت و رهبریّت است.


متن حدیث:

قالَتْ علیها السلام : وَ هُوَ الا مامُ الرَبّانى ، وَ الْهَیْکَلُ النُّورانى ،

قُطْبُ الا قْطابِ، وَسُلالَةُ الاْ طْیابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَةُ دائِرَةِ الا مامَةِ.

   نوشته شده در جمعه پانزدهم اسفند ۱۳۹۳  توسط حسن حویزاوی 




عید سعید فطر


شانه به شانه صف می‌ کشند. دست‌های نیاز که به سمت آسمان بلند می‌شود، زمزمه

«اللهم اهل الکبریاء و العظمة و اهل الجود و الجبروت» اوج می‌گیرد. احساس می‌کنی پاهایت از زمین خاکی جدا شده است و در فضای دیگری سیر می‌کنی؛ فضای خلوص، تسلیم و تقوا. این حس، پاداش یک ماه روزه‌داری خالصانه پرهیزکاران است که نصیب مؤمنان حقیقی می‌شود.

شیرینی که به دهان می‌بری و کامت در روز عید شیرین می‌گردد، نشانه این است که در بقیه ایام سال نیز باید به شیرینی‌ها، خوبی‌ها و خلوص رمضان وفادار بمانی. اجازه ندهی تلخی گناهان ریز و درشت، دامن زندگی و ثانیه‌هایت را بگیرد. خوب بودن فقط مختص یک ماه نیست. خوب بودن را در سراسر زندگی به همراه داشته باش.

«اَلَّلهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ خَیْرَ ما سَئَلَکَ بِه عِبادُک الصّالِحُونَ وَ اَعوذُ بِکَ مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُکَ الْمُخلَصُون».

عید فطر جشن تولد فطرت

عید فطر، جشن تولد فطرت است؛ فطرتی که از غبارها و زنگارها پاک شده و اکنون در زیباترین شکل خود خودنمایی می‌کند. به خودم می‌اندیشم، من کجا و میهمانی خدا کجا. غبار جهل و سیاهی گناه، قلبم را آلوده کرده است و خریداری برای این قلب زنگار گرفته نمی‌یابم. به خدایم می‌اندیشم که سراسر لطف است و مهربان‌ترین مهربانان. غفار است و بنده‌نواز.

مرا به میهمانی خودش دعوت می‌کند و قلبم را جلا می‌دهد. یادم می‌آورد فطرت توحیدی‌ام را، یادم می‌آورد مبارزه با شیطان درونی و بیرونی‌ام را. خودم، خدایم، جایگاهم را که فراموش کرده بودم، به یاد می‌آورم. اکنون که میهمانی تمام شده و عید فطر فرا رسیده، انگار از نو متولد می‌شوم و به روشنی می‌بینم که بازگشت به فطرتم را جشن گرفته‌ام. امیرمؤمنان علی(ع) نیز جشن فطرت را این‌گونه به عید فطر نسبت می‌دهد:

«این عید کسی است که خدا روزه‌اش را پذیرفته، نماز او را ستوده و هر روز که خدا نافرمانی نشود، آن روز عید است


   نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۲  توسط حسن حویزاوی 




عید شکر

عید شکر

عید فطر، روز شکرگزاری از حق تعالی است که در ظلمت جسم، چراغ روشن فطرت را نهاد تا همیشه پرتوافشان باشد و حیات‌بخش. مقام معظم رهبری نیز دراین باره می‌فرماید:

عید رمضان، در حقیقت عید شکر است؛ شکر به خاطر توفیق گذراندن دوران یک ماهه ضیافت الهی. شکر روزه‌داری. شکر توفیق عبادت و ذکر و خشوع و توسل به بارگاه کبریایی حضرت حق. حقیقتاً هم برای این شکر، انسان مؤمن باید عید بگیرد.

عید وحدت

میزبانت دلت را نورانی و لطیف ساخته و زنجیرهای شیطانی را از دست و پایت گشوده است. اکنون زمان آن رسیده که با همه هم‌کیشانت که همچون تو پذیرایی شده‌اند، اجتماعی بزرگ و بس نیرومند بسازید؛ آن‌طور که تمام دشمنان را مرعوب خویش گردانید.

مقام معظم رهبری در سخنرانی خود در خطبه‌های عید سعید فطر، مهم‌ترین معنا و مضمون این عید را اتحاد و وحدت و مستحکم شدن دل‌ها به واسطه ایمان به خدا دانستند و تأکید کردند:

تنها راه موفقیت و پیشرفت امت اسلامی در عرصه‌های مختلف و تسلط بر سرنوشت خویش و مقابله با تهدیدهای مغرورانه مراکز قدرت جهانی، وحدت کلمه و پرهیز از اختلاف و تفرقه است.


   نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۲  توسط حسن حویزاوی 




عید است و آخر گل و یاران در انتظار - - - - - ساقی به روی شاه ببین ماه و می ‌بیار

دل برگرفته بودم از ایام گل ولی - - - - - کاری بکرد همت پاکان روزه‌دار 

عید بشارت

امروز روز عید فطر است؛ عیدی که زمین و زمان را غرق شادی و سرور کرده است.

ساکنان زمین به شکرانه یک ماه عبادت و نیایش، عید گرفته‌اند و ساکنان آسمان نیز مأمور شده‌اند پاداش‌هایی را از سوی عرش الهی برای ساکنان این کره خاکی بیاورند و به راستی که در این روز بزرگ، زمین و زمان و آسمان در جوش و خروشند. عید فطر، عید زیبایی‌های معنوی، عید بشارت و عید سعادت است.

حافظ منشین بی می ‌و معشوق زمانی - - - - - کایام گل و یاسمن و عید صیام است


   نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۲  توسط حسن حویزاوی 




روز لقاءالله

حضرت امام خمینی(ره) در این مورد، سخنان قابل توجهی ارائه کرده و می‌فرماید:

آن برداشتی که اهل معرفت از عید می‌کنند، با آن برداشتی که دیگران می‌کنند بسیار متفاوت است. آنها بعد از اینکه در ماه مبارک رمضان آن ریاضت‌ها را می‌کشند و کشیدند، روز عید روز لقاءالله است.

شوق دیدار یار

ای عصاره هستی! در اجتماع عظیمی که برای برپایی نماز عید فطر تشکیل شده است، بیش از هر زمان دیگر جای خالی‌ات مرا غمگین می‌کند و زمزمه «عزیزٌ عَلَیَّ اَنْ اَرَی الْخَلْقَ وَ لا تُری»از زبانم نمی‌افتد.

در فراغت با دلی مملو از امید، اشک حسرت می‌ریزم. حال که زمان پاداش روزه‌داری رسیده، از خداوند دولت کریمه‌ات را می‌خواهم. با زمزمه ندبه، غم سنگینی که از هجرانت بر دلم نشسته، التیام می‌بخشم. با تو نجوا می‌کنم و از خدا می‌خواهم چشمانم را لایق دیدار تو قرار دهد.

بگذار پیش و پس شود روز عید فطر - - - - - ما با هلال روی تو افطار می‌کنیم




   نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۲  توسط حسن حویزاوی 



شبیه روز قیامت

امیرمؤمنان علی(ع) در روز عید فطر خطبه‌ای ایراد کردند و چنین فرمودند:

ای مردم! امروزِ شما، روزی است که در آن به نیکوکاران پاداش داده می‌شود و بدکاران در آن زیان می‌کنند. امروز، شبیه‌ترین روزها به قیامت شماست. با بیرون آمدن از خانه‌هایتان به مصلا، از بیرون آمدن از گورها و رفتن به پیشگاه خداوند یاد کنید، و از توقف و ایستادن در محل نماز، وقوف خود در برابر خدا را به یاد آورید، و از بازگشت به خانه‌هایتان، بازگشت خود را به جهنم و بهشت فرا یاد آرید.


   نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۲  توسط حسن حویزاوی 



طرح عقاید و آرای وهابیت و نقد آن

بعد از اثبات مسئله «توسل» از آیات و روایات و این که سیره مسلمانان مبتنی بر این بوده است که همواره به انبیا، اولیا و مؤمنان صالح و بزرگان، چه در زمانی که در قید حیات بوده‌اند و چه زمانی که از دنیا رحلت کرده بودند، توسل می‌جسته‌اند. لازم است قبل از بررسی رابطه «توسل» با توحید عبادی، مجموعه‌ای از مباحث مقدماتی را مطرح کنیم تا با توجه به این مقدمات بتوان راحت‌تر به مقصود رسید.

یکی از مباحثی که باید بدان پرداخت، اثبات عدم استقلال انبیا و اولیای الهی در تأثیر است و این که آنان از خود چیزی ندارد و هر چه انجام می‌دهند به اذن خداوند و از ناحیه الهی است.

بخش اوّل: بررسی استقلال و عدم استقلال انبیا و اولیای الهی

الف) عدم استقلال انبیا و اولیای الهی در تأثیر

یکی از آیاتی که در امر توسل بدان استناد کردیم، آیه 64 سوره مبارکه نساء بود که در آن می‌فرماید:

«و ما أرسلنا من رسول إلا لیطاع بإذن الله ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءُوک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توّاباً رحیماً».

قرآن کریم قبل از طرح مسئله استغفار انبیا برای خطاکاران و بیان آمدن آنان به سوی پیامبر[صلّی الله علیه و آله و سلّم] و توسل‌شان، یاد آوری می‌کند که «هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر این که به اذن خدا اطاعت شود»؛ یعنی اطاعت از پیامبر[صلّی الله علیه و آله و سلّم] و دعوت او نیز بدون اذن خدا صورت نمی‌گیرد، چه رسد به این که بخواهد بودن اذن خداوند برای مردم کاری انجام دهد.

«لذا از تعبیر «باذن الله» استفاده می‌شود که پیامبران الهی هر چه دارند از خداست و به عبارت دیگر وجوب اطاعت آنها بالذات نیست، بلکه آنها هم به فرمان پروردگار و از ناحیه اوست».[1]

بنابراین «انبیا و اولیا» سبب و وسیله نیل به مقصودند و خداوند متعال بر آنان کرامت می‌کند، نه این که آنان خود، فاعل باشند؛ هم چنان که اعتقاد ما در سایر افعال همین است؛ مثلاً چاقو به خودی خود قطع نمی‌کند، بلکه قاطع کس دیگری است و این سبب عادی است که برای قطع کردن قرار داده شده است. به عبارت دیگر تصرف انبیا و اولیا در امور تکوین و تشریع تمام العله نیست، بلکه جزء العله است و آن در صورتی کامل می‌گردد که مانعی از سوی عبد نباشد و مقتضی و مصلحت از ناحیه پروردگار موجود باشد.



برچسب‌ها: توسل, توحید, عبادت

   نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۲  توسط حسن حویزاوی 




حضرت امام خمینی (ره)

این ماه مبارک با آن همه برکاتی که دارد ، ما نمی توانیم از عهده شکر یکی اش برآییم ولی باید کوشش کنیم که در این ماه مبارک رمضان که بر ما گذشت ، اگر حالی پیدا شد ، این حال را تا ماه رمضان دیگر نگه داریم و اگر حالی پیدا نشد متأسف باشیم و کوشش کنیم که پیدا کنیم. این هیاهوها همه رفتنی است ، تمام شدنی است ، آنچه که هست آنی است که پیش خود ماست ، آن باقی است و با ماست و ما باید کوشش کنیم که باطن خودمان را اصلاح کنیم.

در این ماه فرق داشته باشیم با سایر ماه ها و دنبال این باشیم که ان شاء الله «لیله القدر» را دریابیم ، برکات «لیله القدر» را که قرآن در آن نازل شده است ، همه سعادت عالم در آن شب نازل شده و از این جهت ، از همه شب های عالم بالاتر است این را بتوانیم ادراک کنیم ، درک بکنیم ، خداوند ان شاء الله شماها را توفیق بدهد که با سلامت و سعادت وارد «ضیافت الله» بشوید و از آن مائده های آسمانی که قرآن و ادعیه است ان شاء الله همه مان مستفیض بشویم و «لیله القدر» را هم دریابیم.

سلام هی حتی مطلع الفجر


برچسب‌ها: ماه, مبارک, رمضان

   نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۲  توسط حسن حویزاوی 



روز بیست و دوم:

اَللّـهُمَّ افْتَحْ لى فیهِ اَبْوابَ فَضْلِکَ، وَاَنْزِلْ عَلَىَّ فیهِ

خدایا باز کن برویم در این ماه درهاى فضلت را و برکاتت را در آن بر من نازل

بَرَکاتِکَ، وَوَفِّقْنى فیهِ لِمُوجِباتِ مَرْضاتِکَ، وَاَسْکِنّى فیهِ بُحْبُوحاتِ

فرما و موفقم دار در آن به موجبات خشنودیت و مسکنم ده در آن وسطهاى

جَنّاتِکَ، یا مُجیبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرّینَ

بهشتت اى اجابت کننده دعاى درماندگان


برچسب‌ها: دعا, 22, رمضان

   نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۲  توسط حسن حویزاوی 



 ویژگی یک دوست خوب از منظر قرآن

یكی از مباحث بسیار مهم در مسائل اجتماعی، میزان و نحوه ارتباط انسانها و به عبارتی، دوستیها و روابط دوستانه با یكدیگر است. انسان از انتخاب دوست ناگزیر است و محتاج به دوست.

نكته‎ مهم در این میان، تأثیر بسیار زیاد دوست بر شخصیت انسان است كه در آیات قرآن كریم و روایات معصومان علیهم‌السلام، به این موضوع اشاره شده است.

در سوره فرقان خداوند حال برخی ظالمان را این‌گونه بیان می‎دارد: (روز قیامت) روزی است كه می‎بینی ظالم (از شدت حسرت) دست خود را می‌گزد و (می‎گوید:ای‌كاش با فلان شخص دوست نمی‎شدم!

امیرالمۆمنان سلام الله علیه می‎فرماید: كسی كه شخصیت او بر شما مشتبه شد و از دین او اطلاعی نداشتید، به دوستانش نگاه كنید؛ اگر آنان از اهل دین خدایند، پس آن شخص نیز بر دین خداست، ولی اگر دوستان وی بر غیر دین خدا بودند پس بدانید كه او نیز هیچ بهره‎ای از دین خدا ندارد.

مترادف واژه دوست، در قرآن کلماتی مثل صدیق، خلیل، خَلطاء، وَدَّ، ولی، اخوه آمده است.

قرآن مجید در یک قانون کلی همه مۆمنین را با هم دوست و برادر می داند، و انتظار دارد، نگاه مۆمنین به همدیگر از همین منظر باشد.

«إِنَّمَا الْمُۆْمِنُونَ إِخْوَةٌ»[1] پس با توجه به این آیه همة مۆمنین با همدیگر دوست و برادر هستند، و باید برای پیشرفت در امور دنیوی و اخروی خود کمک حال همدیگر باشند و اگر در انتخاب دوست دقت نکنیم، موجب افسوس در روز قیامت می شود. در قرآن از قول دوزخیان آمده:

«یا وَیلَتى لَیتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِیلاً»[2] ؛ ای وای بر من، کاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نکرده بودم!

صحنه قیامت، صحنه ندامت و پشیمانی است و یکی از موارد حسرت خوردن انسانها در آن روز، تأسف بر انتخاب رفیق بد است، که او را از راه راست منحرف کرده است.

 


برچسب‌ها: ویژگی, دوست, خوب, منظر قرآن

   نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۱  توسط حسن حویزاوی 



تولدى تازه‏

عن حمران قال: زرت قبرالحسین علیه السلام فلما قدمت جاء نى ابو جعفر محمد بن على علیه السلام ... فقال علیه السلام ابشر یا حمران فمن زار قبور شهداء آل محمد (ص) یرید الله بذلك وصلة نبیه خرج من ذنوبه كیوم ولدته امه.


حمران مى‏گوید هنگامى كه از سفر زیارت امام حسین (ع) برگشتم، امام باقر علیه السلام به دیدارم آمد و فرمود: اى حمران! به تو مژده مى‌دهم كه هر كس قبور شهیدان آل محمد (ص) را زیارت كند و مرادش از این كار رضایت خدا و تقرب به پیامبر (ص) باشد، از گناهانش بیرون مى‏آید مانند روزى كه مادرش او را زاده است.


   نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۱  توسط حسن حویزاوی 



شهادت و زیارت‏


قال الامام الصادق علیه السلام:

زوروا قبرالحسین علیه السلام ولا تجفوه فانه سید شباب أهل الجنة من الخلق و سید شباب الشهداء.


امام صادق (ع) فرمود: مرقد امام حسین علیه السلام را زیارت كنید و با ترك زیارتش به او ستم نورزید، چرا كه او سید جوانان بهشت از مردم و سالار جوانان شهید است.

زیارت، بهترین كار


قال ابوعبدالله علیه السلام:

زیارة قبرالحسین بن على علیهماالسلام من أفضل ما یكون من الأعمال.


امام صادق (ع) فرمود: زیارت قبر امام حسین علیه السلام از بهترین كارهاست كه مى‏تواند انجام یابد.

سفره‏هاى نور


قال الامام الصادق علیه السلام:

من سره ان یكون على موائد النور یوم القیامة فلیكن من زوارالحسین بن على علیهماالسلام.


امام صادق (ع) فرمود: هر كس دوست دارد روز قیامت، بر سر سفره‏هاى نور بنشیند باید از زائران امام حسین علیه السلام باشد.

شرط شرافت‏


قال الصادق علیه السلام:

من اراد ان یكون فى جوار نبیه و جوارعلى و فاطمه علیهم السلام فلا یدع زیارة الحسین علیه السلام.


امام صادق (ع) فرمود: كسى كه مى‏خواهد در همسایگى پیامبر (ص) و در كنارعلى (ع) و فاطمه (س) باشد زیارت امام حسین (ع) را ترك نكند.


   نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۱  توسط حسن حویزاوی 



گوشه‏هايي از خطبه زينب(س) در برابر يزيد

در مجلس يزيد، همه چيز در ظاهر به نفع يزيد بود، امّا آن هنگام كه زينب(س) خطبه خواند به راستي همه چيز را دگرگون كرد، و شام يزيدي را به شام غريبان تبديل نمود، و هم چون صاعقه سوزان و رگبار شديد سرزنش بر همه زندگي ننگين يزيد بود در اين جا نظر شما را به چند بخش از آن خطبه جلب مي‏كنم:

«وَ كَيْفَ يُرْتَجي مُراقَبَةَ ابْنِ مَنْ لَفَظَ فُوهُ اَكْبادَ الاَزْكياء، وَ نَبَتَ لَحْمُهُ مِنْ دِماء الشُّهَداء؛ به راستي چگونه توقّع و اميد دل‏سوزي از پسر آن كسي باشد كه دهانش جگر پاكان را جويد و بيرون انداخت و گوشتش از خون شهيدان روييد.»

يزيد قبل از اين خطبه افتخار كرده بود كه از فرزندان خُنْدُف است، كه با سيزده واسطه به او مي‏رسيد، و خُنْدُف در عصر خود به عنوان بانوي خيرانديش معروف بود، زينب(س) در اين مورد با يزيد مقابله به مثل كرد گويي به او فرمود: به جدّه سيزدهم خود مناز، بلكه به جدّه نزديك خود «هند» مادر معاويه را بنگر كه در جنگ اُحُد جگر حضرت حمزه را درآورد و به دهان كشيد و به خون آشامي معروف بود، چرا راه دور مي‏روي؟!بقيه در صفحه 35

«فَوَاللّهِ ما فَرِيتَ اِلاّ جِلْدَكَ، وَ لا جَزَرْتَ اِلاّ لَحْمَكَ...؛ سوگند به خدا جز پوست خود را ندريدي، و جز گوشت خود را نبريدي، و قطعا با همين باري كه از ريختن خون خاندان رسالت، و هتك حرمت آنان بر دوش داري، نزد رسول خدا(ص) وارد مي‏گردي، در آن هنگام كه خداوند همه را جمع مي‏كند، و حقّ آنان را باز مي‏گيرد.»

«حَسْبُكَ بِاللّهِ حاكِمَا، وَ بِمُحَمَّدٍ خَصِيما، وَ بِجبْرَئيلَ ظَهِيرا، وَ سَيَعْلَمُ مَنْ سَوَّلَ لَكَ وَ مَكَّنَكَ رِكابَ الْمُسْلِمينَ، بِئْسَ لِلظّالِمينَ بَدَلاً؛ و همين عذاب تو را بس كه در دادگاه خدا، خداوند حاكم و داور است، و محمّد(ص) از جانب ما مدّعي ما است، و جبرئيل پشتيبان ما مي‏باشد، و به همين زودي آن كس كه

تو را فريب داد و بر گُرده مردم سوار كرد (يعني معاويه) خواهد فهميد كه براي ستمگران عوض بدي خواهد بود.»

«وَ لَئِنْ جَرَتْ عَلَيَّ الدَّواهِيُ مُخاطَبَتَكَ، اِنّي لاَسْتَصْغِرُ قَدْرَكَ؛ اگرچه حوادث روزگار مرا به سخن گفتن با تو كشانده، ولي ارزش تو از نظر من ناچيز است.»

«اَلا فَالْعَجَبُ كُلُّ الْعَجَبِ بِقَتْلِ حِزْبُ اللّهِ النُّجَباءِ بِحِزْبِ الشَّيْطانِ الطُّلَقاء؛ آگاه باش كه مايه تعجّب و بسي شگفتي است كه افراد باشخصيت از حزب خدا، در جنگ با افراد حزب شيطاني كه بردگان آزاد شده هستند كشته مي‏شوند.»

«فَكِدْ كَيْدَكَ، وَاْسَع سَعْيَكَ، وَ ناصِبْ جُهْدَكَ، فَواللّهِ لاتَمْحُوا ذِكْرَنا وَ لاتُمِيتُ وَحْيَنا، وَ لاتُدْرِكُ اَمَدَنا...؛ هر نيرنگي خواهي بزن، و هر اقدامي كه تواني بكن، و از هر كوششي دريغ منما، كه سوگند به خدا نه مي‏تواني نام ما را محو كني، و نه مي‏تواني وحي ما را خاموش كني و به منتهاي مقام ما برسي، و هرگز نتواني ننگ اين ستم را از خود بزدايي، رأي تو سست، و شماره ايّام دولتت اندك است، و جمعيّت تو متلاشي و پراكنده شود، تا آن روز (قيامت) فرا رسد كه منادي حق فرياد زند؛ آگاه باشيد لعنت خدا بر ستمگران باد.»10

خطبه حضرت زينب(س) به طور كلّي مجلس يزيد، بلكه وضع شام را تغيير داد، و همه چيز را دگرگون ساخت، منطق قوي و نَفَس قدسي فوق العاده زينب(س) باعث شد كه آن چنان رعب و وحشت در يزيد و يزيديان ايجاد گرديد كه يزيد نتوانست شعله سخن را در ذهن زينب(س) خاموش سازد، چرا كه مي‏ديد مجلس و مجلسيان در چنبره كلام آتشين حضرت زينب(س) قرار گرفته است.

از آن پس، سياست ظاهري يزيد عوض شد، او در ظاهر اظهار پشيماني مي‏كرد، و گناه را به گردن ابن زياد مي‏انداخت

يزيد دستور داد تا با نرمش و اخلاق نيك با اهل بيت امام حسين(ع) رفتار شود، و آنها را محترمانه به مدينه باز گردانند، و هودج‏هاي شترها را با پارچه‏هاي پرزرق و برق آراسته كنند، زينب(س) كه از هوشياري و قاطعيّت و تدبير بالايي برخوردار بود، دريافت كه يزيد مي‏خواهد با اين گونه ظاهرسازي، خون شهيدان را لوث كند، بي‏درنگ با قاطعيّت فرمود: «هودج‏ها را سياه‏پوش كنيد تا مردم بدانند كه ما در سوگ شهادت فرزند زهرا(س) به سر مي‏بريم.» اين سخن شور و هيجان شديدي در مردم ايجاد كرد


   نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۱  توسط حسن حویزاوی 



بخش هايي از خطبه حضرت زينب(س) در كوفه

حضرت زينب(س) در كوفه دو خطبه خواند، حذيم بن شريك اسدي مي‏گويد: «به زينب(س) نگاه كردم، سوگند به خدا تا آن روز بانوي پوشيده و نجيبي را همانند او نديده بودم كه آن چنان شيوا، قاطع و شيرين سخن بگويد، گويي سخنانش از زبان حضرت علي(ع) فرو مي‏باريد، به مردم اشاره كرد كه ساكت باشيد، با اين اشاره نَفَس‏ها در سينه‏ها حبس شد، زنگ‏هايي كه در گردن اسب‏ها و

استرها بود از حركت باز ايستاد، آن گاه خطبه را با حمد و سپاس خدا و درود به پيامبر(ص) و خاندانش شروع كرد.»

آن چنان خطبه زينب(س) مردم را تحت تأثير قرار داد كه صداي گريه و شيون آنها بلند شد، آنها در ماتم عميق فرو رفتند، حيران و بهت زده، اظهار پشيماني مي‏كردند كه چرا به ياري امام حسين(ع) نشتافته‏اند.

در بخشي از اين خطبه چنين مي‏خوانيم: «يا اَهْلَ الْخَتَلِ وَالْغَدَرِ وَالْخَذَلِ أَتَبْكُون؟... اِنَّما مَثَلُكُمْ كَمَثَلِ الَّتي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ اَنْكاثَا؛ اي نيرنگ‏بازان و بي‏وفايان و پراكندگان! آيا به حال ما گريه مي‏كنيد؟... مَثَل شما مَثَل آن زني است كه به شدّت رشته‏هاي خود را پس از تابيدن باز مي‏كرد، شما نيز عهد شكني كرديد.»

و در فراز ديگر فرمود: «وَيْلَكُمْ يا اَهْلَ الْكُوفَةِ اَتَدْروُنَ اَيَّ كَبَدٍ لِرَسُولِ اللهِ فَرَيْتُمْ، وَ اَيَّ كَريمَةٍ لَهُ اَبْرَزْتُمْ...؟؛ اي مردم كوفه! واي بر شما، آيا مي‏دانيد كه چه جگري از رسول خدا(ص) را بريديد؟ و چه افراد پوشيده از حجاب را از حرمش بيرون كشيديد؟ و چه خوني را از او ريختيد؟ و چه احترامي را از او هتك كرديد؟.... آيا براي شما شگفت‏آور است كه آسمان براي اين ماجرا خون ببارد؟ همانا شكنجه و عذاب جهان آخرت ننگين‏تر خواهد بود، و كسي شما را ياري نكند، و به مهلتي كه به شما داده شده است بهره‏مند نخواهيد شد...»

زينب(س) در قسمت آخر خطبه، براي مصائب جان‏سوز برادرش حسين(ع) اشعاري خواند و گريه كرد، در اين حال به قدري منقلب شد و پُراحساس مي‏گريست و سخن مي‏گفت كه امام سجّاد(ع) او را اين چنين تسلّي خاطر داد: «... وَ أَنْتِ بِحَمْدِاللّهِ عالِمَةٌ غَيْرُ مُعَلَّمَةٍ، فَهِمَةٌ غَيْرُ مُفَهَّمَةٍ...9 تو به حمدالله دانشمند بدون استاد، و داناي خود ساخته هستي، بدان و تحمّل داشته باش كه گريه و ناله، رفتگان را باز نمي‏گرداند.»

حضرت زينب(س) به سخن امام سجّاد احترام كرد و سكوت نمود.


   نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۱  توسط حسن حویزاوی 



زينب (سلام الله علیها) در آيينه عاشورا

در پيدايش و تكميل نهضت و فرهنگ عاشورا، حضرت زينب(س) شريك امام حسين(ع) بود، كه در مجموع مي‏توان گفت حضور و شركتش در اين نهضت عظيم، پس از امام حسين(ع) از همه بيش‏تر بود. او از مدينه تا مكّه و از آن جا تا سرزمين كربلا، و در ماجراي عاشورا، يار و ياور مخلص و پشتوانه نيرومند امام حسين(ع) بود، تا آن جا كه دو نوجوانش محمّد و عون(ع) را در روز عاشورا فداي نهضت امام حسين(ع) كرد، وقتي امام حسين(ع) پيكر به خون تپيده اين دو جوان را از ميدان به كنار خيمه آورد، زينب(س) از خيمه بيرون نيامد، مبادا رنج امام حسين(ع) با ديدن زينب(س) افزون شود، ولي در مورد حضرت علي اكبر(ع) از خيمه بيرون دويد و به استقبال جنازه پاره پاره او شتافت، و با برادرش همنوا گرديد، و مطابق پاره‏اي از روايات، زينب(س) براي تسلّي خاطر امام حسين(ع) زودتر به بالين علي اكبر(ع) رفت، هنگامي كه امام حسين(ع) به قتل‏گاه رسيد، نخست نگاهش به زينب(س) افتاد، و اين تدبير، در فرونشاندن شدّت ناراحتي امام حسين(ع) نقش به سزايي داشت.

زن مگو بنت الجلال اُخت الوقار «زن مگو مرد آفرين روزگار

زن مگو دست خدا در آستين...» زن مگو خاك درش نقش جبين

زينب(س) پس از عاشورا سه موضوع حسّاس را بر عهده گرفت و به خوبي آن را اجرا كرد:

1ـ سرپرستي از بازماندگان شهيدان؛

2ـ حمايت و نگهباني از امام وقت، حضرت امام سجّاد(ع)؛

3ـ ابلاغ پيام شهيدان به مردم.

خطبه‏هاي او در كوفه، در مجلس ابن زياد، و خطبه غرّاي او در شام در مجلس يزيد، و گفتار آتشين و عميق او در هر كوي و برزن آن چنان جامع و قاطع بود كه هم‏چون صاعقه‏اي خرمن هستي ستمگران را مي‏سوزاند و تار و پود زندگي پوشالي آن‏ها را از هم مي‏گسست، و بسان نوري درخشان بود كه فرهنگ عاشورا را نشان مي‏داد، و مردم را به سوي اهداف و ارزش‏هاي حاكم بر عاشورا جذب مي‏كرد.

او در روز يازدهم محرّم وقتي كه كنار بدن پاره پاره برادرش امام حسين(ع) آمد، آن بدن را با دستهايش اندكي بلند نمود و عرض كرد: «اِلهي تَقَبَّلْ مِنّا هذَا الْقُرْبانَ؛6 خدايا اين قرباني را از ما بپذير.»

و در روايتي ديگر آمده، عرض كرد: «اللهمّ تَقَبَّلْ مِنّا هذَا قَليلَ الْقُرْبانَ؛7 خدايا! اين قرباني اندك از ما بپذير.»

اين تعبير نشان دهنده نهايت فروتني و سپاسگزاري حضرت زينب(س) در پيشگاه خدا است، و در عين حال تيري هم‏چون شهاب ثاقب بر قلب دشمن است كه هان اي دشمنان سنگ‏دل هرگز نپنداريد كه ما خوار شده‏ايم، بلكه ما سرافراز هستيم، چرا كه براي خدا قرباني داده‏ايم.

بر همين اساس، در مجلس ابن زياد هنگامي كه او از روي شماتت به زينب(س) گفت: «ديدي كه خداوند با برادر و خاندانت چه كرد؟» زينب(س) در پاسخ فرمود: «ما رَأَيْتُ إلاّ جَميلاً...؛ جز خوبي چيزي نديدم، اينان افرادي بودند كه خداوند مقام ارجمند شهادت را سرنوشتشان ساخت، از اين رو داوطلبانه به آرامگاه‏هاي خود شتافتند، و به زودي خداوند بين آنان و تو جمع كند، تا تو را به محاكمه بكشند، اكنون بنگر در آن محاكمه چه كسي پيروز و چه كسي شكست خورده و درمانده است؟ مادرت به عزايت بنشيند، اي پسر مرجانه.»


   نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۱  توسط حسن حویزاوی 



حضرت زینب(س)

تولّد حضرت زینب «علیهاالسّلام»: ایشان در پنجم جمادی‌الاوّل سال ششم هجرت سال صلح حدیبیّه متولّد شدند. هنگامی که حضرت زینب «علیهاالسّلام» تولّد یافت، مادرش زهرا «علیهاالسّلام» او را نزد پدرش امیرالمؤمنین «علیه‌السّلام» آورده و عرض کرد: نام این مولود را بگذار. حضرت علی «علیه‌السّلام» فرمودند: من بر پیغمبر «صلّی‌‌الله‌علیه‌وآله» سبقت نمی‌گیرم ….. حضرت زهرا «علیهاالسّلام» طفل تازه به دنیا آمده را نزد پدر بردند که نام او را بگذارد. جبرئیل نازل شده، سلام به رسول‌خدا «صلّی‌‌الله‌علیه‌وآله» رساند و گفت: نام این مولود را «زینب» بگذار و این نامی است که خدای تبارک و تعالی اختیار فرموده. آن‌گاه پیغمبر «صلّی‌‌الله‌علیه‌وآله» را از مصائبی که بر حضرت زینب «علیهاالسّلام» وارد می‌شود آگاه نمود. رسول خدا «صلّی‌‌الله‌علیه‌وآله» گریان شده و فرمودند: «هر کس بر زینب «علیهاالسّلام» گریه کند اجر و ثوابش مانند کسی است که بر برادرانش حسن و حسین گریه نموده باشد.»


   نوشته شده در شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۱  توسط حسن حویزاوی 



ولادت حضرت فاطمه معصومه (س)


در روز اول ذیقعده سال 173 هجری، در شهر مدینه چشم به جهان گشود. این بانوی بزرگوار،


از همان آغاز، در محیطی پرورش یافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضایل اخلاقی آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسایی و تقوا، راستگویی و بردباری، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگی و پاکدامنی و نیز یاد خدا،...

   نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۱  توسط حسن حویزاوی 



آخرين مطالب



مقام معظم رهبري

درباره ما ...
 
برچسب‌ها
 
 
موضوعات
 
 
نويسندگان